السيد محمد حسين الطهراني

76

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

كه اوست كه فقطّ شنوا و داناست . ) گفتم : سبحان الله اينست إعجاز قرآن ! اينست ابديّت قرآن ؛ اينست أقوم بودن قرآن . خدا مىفرمايد : در صدد انتقام و تلافى مباش ! بدى را به بدى پاداش مده ! راه تعليم و تربيت نفوس ، صبر و تحمّل است . صبر و تحمّل در برابر هر گونه سختىها و مشكلات ، و استماع سخنان ناروا ، و ياوه‌گوئىهاى بى جا . وظيفهء تو انتقام نيست ؛ صبر است . و با حسن أخلاق روبرو شدن ، و طرف را با أخلاق متقاعد كردن ، و به زانو درآوردن . و زشتىهاى وى را به خاك نسيان سپردن . اين آيه عجيب است . گوئى معناى تازه‌اى را مىرساند ؛ و مفاد بديع و بكرى را در بر دارد . گويا من تا به حال اين آيه را نخوانده بودم ؛ و به مفهوم و مفاد آن پى نبرده بودم . اين از يك طرف ، و از طرف ديگر هم اين جانب تا به حال به همهء مردم با يك چشم مىنگريستم . با چشم تربيت و تعليم . و پست خود را يك مأموريّت إلهى مىدانستم ؛ و شعبه‌اى از شبه نبوّت در محدودهء خود ؛ و در مكان و محلّ شعاع إرشاد و تبليغات خود ؛ و تا به حال خود را مسئول و متعهّد امر خداوند مىپنداشتم كه همه بايد تربيت شوند ، و همه بايد انذار گردند ؛ و همه بايد كلمات و نصايح و مواعظ مرا يك گفتار إلهى بدانند ؛ و در صدد عمل بر طبق آن باشند ؛ چه شد كه اينك اين مرد خارج شد ؟ و از تحت آن مسئوليّت و تعهّد بيرون رفت ؟ ! آيا اگر وى هم خارج نشود ؛ و در اين جرگه بماند ، و همه زشت و زيبا در اين مسجد أعمالى را انجام دهند ، تا شايد رحمت خدا شامل حال همگان گردد ؛ بهتر نيست ؟ ! عجبا ؛ اينست بهترين آئين ، و نيكوترين طريقه ، و عالىترين دستورالعمل ؛ و رفيع‌ترين حكم انسانى . اين آيه مانند آب‌خنك و گوارا ، آتش ملتهب درون را فرونشاند ؛ و آز ، و كينه ، و طمع ، و عجب ، و خودپسندى ، و شخصيّت طلبى را كه به صورت‌هاى حسّ